فروغ فرخ زاد [انجمن ها - کارگاه شعر و ادب ایران زمین]
ورود




ورود خودکار

واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟
عضو شوید
افراد آنلاین
7 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجمن ها)

عضو: 0
مهمان: 7

ادامه...
آخرین پاسخ ها در آکادمی نویسندگی و تالار شاعران
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
از کتاب تا کتاب 0 دیروز ۱۶:۲۷:۵۵
ادیب
به والدینم نگویید! 21 ۲۲:۲۵:۳۱ سه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
پگاسوس
گفتگو با ناظرین 2 ۲۳:۳۸:۰۱ یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
ادوارد کالن
مردن 6 ۱۸:۵۹:۵۲ یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
دیانا گاراده
اسطوره ی قدرت ها 7 ۱۸:۳۹:۴۶ یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
آسارن
شب‌های نوقلم 16 ۶:۲۰:۵۸ یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
نارسیسا مالفوی
آوای طبیعت 1 ۲۰:۲۹:۱۳ شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
نلثاریون دثوینگ
آخرين پاسخ ها در قاره آرانور
انتخابات مدال‌داران نوقلم- دور ششم
ششمین دوره‌ی انتخابات مدال‌داران نوقلم.

در این انتخابات طبق روال معمول، اعضای تارنمای نوقلم ترین‌های خود را در هفت شاخه طی فصل گذشته انتخاب می‌کنند.

این انتخابات از 12 شهریور آغاز شده و تا 26 شهریور 1389 ادامه دارد.

جزییات بیشتر و قوانین انتخابات مدال‌داران.


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان



« 1 2 (3)


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سپید
عضو شده از:
۰:۲۵:۵۳ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
از سرزمین خفته
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری وارنا
گردشگر پیکودور
پیام: 230
سطح : 14
پست/روز : 197 / 329
روز/پست : 76 / 226
درصد این سطح : 17
آفلاین
دیوار:
در گذشت پر شتاب لحظه های سرد
چشم های وحشی تو در سکوت خویش
گرد من دیوار میسازد
میگریزم از تو در بیراهه های راه

تا ببینم دشت ها را در غبار ماه
تا بشویم تن به آب چشمه های نور
در مه رنگین صبح گرم تابستان
پر کنم دامان ز سوسن های صحرائی
بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبه دهقان

میگریزم از تو در دامن صحرا
سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را
یا بنوشم شبنم سرد علف ها را

میگریزم از تو تا در ساحلی متروک
از فراز صخره های گمشده در ابر تاریکی
بنگرم رقص دوار انگیز طوفان های دریا را

در غروبی دور
چون کبوتر های وحشی زیر پر گیرم
دشتها را ، کوهها را ، آسمانها را
بشنوم از لابلای بوته های خشک
نغمه های شادی مرغان صحرا را

میگریزم از تو تا دور از تو بگشایم
راه شهر آرزو ها را
و درون شهر....
قفل سنگین طلائی قصر رویا را

لیک چشمان تو با فریاد خاموشش
راهها را در نگاهم تار میسازد
همچنان در ظلمت رازش
گرد من دیوار میسازد

عاقبت یک روز .....
میگریزم از فسون دیده تردید
میتراوم همچو عطری از گل رنگین رویا ها
میخزم در موج گیسوی نسیم شب
میروم تا ساحل خورشید .
در جهانی خفته در آرامشی جاوید
نرم میلغزم درون بستر ابری طلائی رنگ
پنجه های نور میریزد بر وی آسمان شاد
طرح بس آهنگ

من از آنجا سرخوش و آزاد
دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
راههایش را به چشم تار میسازد
دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
همچنان در ظلمت رازش
گرد آن دیوار میسازد















پیام زده شده در: ۱۵:۳۹:۵۱ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹
_________________
your whole life is head of you its a time in front of you to be who and what you want tobe
Open in new window

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
پیاده نظام
عضو شده از:
۲۳:۵۲:۳۲ سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
از غار مکافات
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری وارنا
پیام: 109
سطح : 9
پست/روز : 42 / 211
روز/پست : 36 / 202
درصد این سطح : 45
آفلاین
فروغ واقعا شاعر فوقالعاده ايه و من عاشق شعرهاشم.گاهي مشكلات جامعه رو طوري به تصوير مي كشه كه هم غم انگيزه و هم گريه آور.مثلا يه شعرش در مورد خانواده ي دختريه كه اجاره نشين شخصي به اسم سيد جواد هستن و صاحب خونه بهشون ظلم مي كنه.
فروغ در ميانه ي اين شعر ميگه:
"آه كه چه قدر دلم مي خواهد گيس دختر سيد جواد را بكشم!"
و اين همون قسمتيه كه به درد هاي كودكانه ي دختربچه مي رسه و هم آدم رو به خنده مي اندازه و هم به گريه.
فروغ به نظر من واقعا نابغه بوده.

پیام زده شده در: ۱۵:۵۱:۵۰ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹
_________________
یه روز خوب میاد...!
www.darknessstories.blogfa.com
www.broken-guitar95.blogfa.com
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سپید
عضو شده از:
۰:۲۵:۵۳ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
از سرزمین خفته
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری وارنا
گردشگر پیکودور
پیام: 230
سطح : 14
پست/روز : 197 / 329
روز/پست : 76 / 226
درصد این سطح : 17
آفلاین
ستیزه :

شب چو ماه آسمان پر راز
گرد خود آهسته میپیچد حریر راز
او چو مرغی خسته از پرواز
مینشیند بر درخت خشک پندارم

شاخه ها از شوق میلرزد
در رگ خاموششان آهسته میجوشد
خون یادی دور
زندگی سر میکشد چون لاله ای وحشی
از شکاف گور
از زمین دست نسیمی سرد
برگهای خشک را باخشم میروبد
آه ... بردیوار سخت سینه ام گوئی
ناشناسی مشت میکوبد
« باز کن در ... اوست
باز کن در ... اوست »


من به خود آهسته میگویم :
بازهم رویا
آنهم اینسان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
میفشارم پلک های خسته را بر هم

لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت میکوبد
« باز کن در ... اوست
باز کن در ... اوست »
دامن از آن سرزمین دور برچیده
ناشکیبا دشت ها را نور دیده
روزها در آتش خورشید رقصیده
نیمه شبها چون گلی خاموش
در سکوت ساحل مهتاب روئیده
« باز کن در ... اوست »
آسمانها را به دنبال تو گردیده
در ره خود خسته و بی تاب
یاسمن ها را به بوی عشق بوئیده
بالهای خسته اش را در تلاشی گرم
هر نسیم رهگذر با مهر بوسیده
« باز کن در ... اوست
باز کن در ... اوست »
اشک حسرت می نشیند بر نگاه من
رنگ ظلمت می دود در رنگ آه من


لیک من با خشم میگویم :
بازهم رویا
بازهم رویا
آنهم اینسان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
میفشارم پلک های خسته را بر هم


پیام زده شده در: ۱۷:۰۷:۴۵ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹
_________________
your whole life is head of you its a time in front of you to be who and what you want tobe
Open in new window

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سپید
عضو شده از:
۱:۴۰:۰۰ یکشنبه ۶ دی ۱۳۸۸
از فورکس!
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری پارسوا
پیام: 213
سطح : 13
پست/روز : 63 / 315
روز/پست : 71 / 646
درصد این سطح : 62
آفلاین
ارشک عزیز،
این تاپیک در دوران وقفه ی نظارت من در این انجمن زده شده و گویا بدون مجوز هم هست. اگه مایل به ادامه ی کار تاپیک و قفل نشدن اون دارید، لطف کنید و شیوه ی کارتون رو عوض کنید. بنده به خوبی متوجه هستم که اشعار این بانوی بزرگ چه تحولی در جامعه و فرهنگ زمان خودش و بعدها ایجاد کرد و شعر های ایشون از لحاظ اهمیت، بسیار با ارزش و قابل تامل هستند، ولی گذاشتن پشت سر هم اشعار، بدون هیچ توضیح و صحبت جانبی، از کیفیت این تاپیک کم می کنه. بهتره به جای صرفا گذاشتن شعر های ایشون، به روحیات و تفکرات پشت هر شعری که قرار میدین بپردازین و در این مورد می تونین از کمک من و یا دیگر دوستان هم استفاده کنید. این تاپیک ها جایی برای بحث و تبادل نظر هست و نه تنها اطلاع رسانی یک طرفه و کلیشه ای.

با تشکر

پیام زده شده در: ۲۱:۴۰:۳۱ دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سرخ
عضو شده از:
۲۰:۵۰:۰۰ شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸
از دیاد جمعیت دیگه بسه!
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
کارگروه فیلم و انیمیشن
جمهوری پیکودور
حزب نوران
پیام: 379
سطح : 18
پست/روز : 171 / 428
روز/پست : 126 / 613
درصد این سطح : 14
آفلاین
به نام حضرت حق

با سلام،
از اونجایی که آلیس عزیز قصد تحول دارن، منم سعی کردم با یک پست متفاوت این تحول رو ایجاد کنم:
**توجه**: تمامی مطالب مربوط به زندگی خانم فروغ فرخ زاد از سایت ویکی پدیا می باشد.

توضیح کلی:

فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.

فروغ با مجموعه‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.

بعد از نیما یوشیج فروغ در کنار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است. نمونه‌های برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار گردید.

زنذگی نامه:
فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد.

پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پيش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقيق خواست تا اين اشتباه را تصحيح کنند

فروغ فرزند چهارم توران وزيری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.

فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.

بقیه ی زندگی فروغ به چند بخش دیگر تقسیم می شود که شامل:

1-ازدواج با پرویز شاپور
2-سفر به اروپا
3-آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ

پایان زندگی

آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد.
Open in new window

آرامگاه فروغ

فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آرزوی فروغ ار زبان خودش: «آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است» «من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان می‌برند، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم.»

آثار:

۱۳۳۱ - اسیر شامل ۴۴ شعر
۱۳۳۵ - دیوار
۱۳۳۶ - عصیان، شامل ۱۷ شعر
۱۳۴۱ - تولدی دیگر، شامل ۳۵ شعر
۱۳۴۲ - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر

یک شعر از فروغ:

دختر و بهار

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت
ای دختر بهار حسد می برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا
با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو
بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای
با ناز می گشود دو چشمان بسته را
میشست کاکلی به لب آب نقره فام
آن بال های نازک زیبای خسته را
خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش
بر چهر روز روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او
رازی سرود و موج بنرمی از او رمید
خندید باغبان که سرانجام شد بهار
دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار
ای بس بهارها که بهاری نداشتم
خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان
گویی میان مجمری از خون نشسته بود
می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب
دختر کنار پنجره محزون نشسته بود

* این شعر از فروغ است. این شعر تا حدودی عاشقانه و بیشتر عارفانه می باشد. در لا به لای ابیات زیبا و دلنشین مسائل روز را که حکایت از نا برابر بودن حقوق مردان و زنان دارد، به چشم میخورد.

سروده ی احمد شاملو در سوگ فروغ

به جست و جوي تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم
در آستانه دريا و علف

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟


***
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است

و جاودانگي
رازش را
با تو درميان نهاد

پس به هيئت گنجي در آمدي
بايسته وآزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است


***
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
- متبرك باد نام تو

و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را

پایان

پیام زده شده در: ۱۶:۵۲:۰۷ سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹
_________________
Open in new window
زمانی که نور بر دریا می تابد موج نورانی ها بر پیکره ی دشمن صدمه می زند.
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سپید
عضو شده از:
۰:۲۵:۵۳ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
از سرزمین خفته
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری وارنا
گردشگر پیکودور
پیام: 230
سطح : 14
پست/روز : 197 / 329
روز/پست : 76 / 226
درصد این سطح : 17
آفلاین
سلام

آلیس جان اون موقعی که من این تاپیک رو زدم شما نبودید و من از نیما اجازه گرفتم شما به جای انتقاد مثل دوست خوبم نــلثاریون تحقیق کن و پست بزن و خودتون که ناظرید در مورد هرچی میخواین بحث رو شروع کنید تا بچه ها جواب بدن و کیفیت بره بالا !!!

باتشکر!!!

ویرایش ناظر:
جوابتون در پیام شخصی داده شد. خواهشا تنها راجع به موضوع تاپیک پست بزنید.
با تشکر

پیام زده شده در: ۱۹:۴۰:۴۲ یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

ویرایش شده توسط اَرَشك در تاریخ ۱۳۸۹/۵/۱۰ ۱۹:۴۴:۲۱
ویرایش شده توسط آلیس کالن در تاریخ ۱۳۸۹/۵/۱۱ ۷:۴۹:۰۸
_________________
your whole life is head of you its a time in front of you to be who and what you want tobe
Open in new window

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد
شوالیه سپید
عضو شده از:
۰:۲۵:۵۳ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
از سرزمین خفته
گروه:
كاربران عضو
ناظرین انجمن
جمهوری وارنا
گردشگر پیکودور
پیام: 230
سطح : 14
پست/روز : 197 / 329
روز/پست : 76 / 226
درصد این سطح : 17
آفلاین
مژده مژده

مسابقه با جوایز ارزنده برای اولین بار در نوقلم

از نویسندگان و منتقدان و چیره دستان بزرگ ایرن زمین و سایت نوقلم که سن و سال کمی هم دارن خواهشمندیم که اشعار کتاب شعر "دیوار" بانو شعر معاصر ایران زمین فروغ فرخزاد که حدود 80 درصد از این اشعار در این تاپیک هست رو مورد نقد و بررسی خود قرار بدن و به خاطر این فعالیت تصمیم گرفته شده به نقد های برتر از هر شعر جایزه داده شود :hammer


بشتابید به سوی جایزه ارزنده
شایدم ندادیم ولی شایدم دادیم :hammer ولی احتمالا نمیدیم نه... نه.... می گن میدیم... اصلا 50 - 50 است :hammer

پیام زده شده در: ۱۷:۳۲:۳۱ چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹
_________________
your whole life is head of you its a time in front of you to be who and what you want tobe
Open in new window

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: فروغ فرخ زاد

عضو شده از:
۲۳:۲۶:۴۸ جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
از tehran
گروه:
كاربران عضو
جمهوری پارسوا
پیام: 4
سطح : 1
پست/روز : 0 / 5
روز/پست : 1 / 1
درصد این سطح : 21
آفلاین
پوچ:
اه اي زندگي منم كه هنوز
باهمه پوچي ازتو لبريزم
نه به فكرم كه رشته پاره كنم
نه بر انم كه از تو بگريزم


همه ذرات جسم خاكي من
ازتو,اي شعرگرم,در سوزند
اسمان هاي صاف را مانند
كه لبالب ز باده ي روزند


با هزار جوانه ميخواند
بوته ي نسترن سرود تورا
هر نسيمي كه ميوزد در باغ
مي رساند به او درود تورا


من تورا در تو جست وجو كردم
نه در ان خواب هاي رويايي
در دو دست تو سخت كاويدم
پرشدم,پرشدم ز زيبايي


پرشدم از ترانه هاي سياه
پرشدم از ترانه هاي سپيد
از هزاران شراره ي نياز
از هزاران جرقه هاي اميد


حيف از ان روزها كه من با خشم
به تو چون دشمني نظر كردم
پوچ پنداشتم فريب تورا
زتو ماندم,تورا هدر كردم


غافل از ان كه تو به جايي ومن
همچو ابي روان درگذرم
گم شده در غبار شوم زوال
ره تاريك مرگ مي سپرم


اه,اي زندگي من ايينه ام
ازتو چشمم پر ازگناه شود
ورنه گر مر گ بنگرد در من
روي ايينه هم سياه شود


عاشقم,عاشق ستاره ي صبح
عاشق ابر هاي سرگردان
عاشق روزهاي باراني
عاشق هرچه نام توست بر ان


مي مكم با وجودتشنه ي خويش
خون سوزان لحظه هاي تو را
ان چنان از تو كام ميگيرم
تا به خشم اورم خداي تورا

فروغ فرخزاد

پیام زده شده در: ۱۹:۲۵:۵۷ یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹
_________________
فقط داااااااارن شان
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال






شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید

[جستجوی پیشرفته]


   قدرت گرفته از PHP   قدرت گرفته از MySQL   رتبه سایت   بهترین حالت نمایش با مرورگر فایر فاکس